انتظار ظهور منجی موعود و نقش آن در پایداری مردم ( فرهنگ انتظار )
مقدمّه
انسان ها در گرفتاری های سخت تر توجّه بیشتری به خداوند خود دارند و هرچه گرفتاری شدید تر باشد اتّکا و توجه به اسباب و وسائط کمتر و امید به دستگیری از طرف خداوند بیشتر می شود .
یک بیماری صعب العلاج بیشتر از یک بیماری معمولی انسان را گرفتار می کند ، در نتیجه توجّه آن بیمار جواب شده به خداوند بیشتر است .
گرفتاری در انسان یک حالت روحی را گویند که گاه منشاء مادّی دارد و گاهی غیر مادی . لذا گرفتاری یک کلّی مشکِّک است یعنی از مرحله ضعیف شروع می شود تا مراحل بالاتر را شامل می شود .
یک عامل گرفتاری در افراد مختلف می تواند به انواع مختلف در افراد متفاوت تولید گرفتاری کند در یکی تا سر حدِّ مرگ و در دیگری کمتر و شاید در شخصی اصلاً تولید گرفتاری نکند .
به طور کلّی حدِّ گرفتاری افراد را میزان تعلُّقات روحی و عاطفی آن ها تعیین می کند . هر چه این تعلُّقات عمیق تر ، گرفتاری سخت تر و شدید تر خواهد بود .
فرض کنید فردی از یک مجموعه ( 100 نفری ) تصادف کند و حال او وخیم گردد در این صورت گرفتاری و بی تابی هر یک از افراد این مجموعه به میزان تعلُّقِ آن ها به آن شخص متفاوت می شود و افراد این مجموعه هیچ کدام مثل دیگری گرفتار نیستند و هر یک در حدِّ شناخت و تعلُّقِ روحی خود با آن مصدوم گرفتار می شوند .
غیبت امام عصر علیه آلاف التَّحیَّة و السلام بزرگ ترین گرفتاری عصر
مهمترین بحث در « انتظار فرج » این است که ببینیم غیبت آن آقا علیه السلام چقدر ما را گرفتار کرده است .
هر چه دوری آقا امام زمان علیه السلام کسی را بیشتر گرفتار کند انتظار فرج برای او معنای بیشتری خواهد داشت .
شخصی را تصور کنید مقداری پول از او گم بشود چه ولوله ای در درونش ایجاد می شود ، فکرش مشغول ، قلبش مضطرب و حالش مشوَّش می شود ولی تا حالا چند بار ( حدِّ اقل به اندازه گم شدن 5000 تومان ناقابل ) برای گم شدن آقا و سرورمان علیه السلام مضطرب گشته ایم .
فرمایش امام باقر علیه السلام :
اذا غضب الله تبارک و تعالی علی خلقه نحّانا عن جوارهم .
هر وقت خداوند تبارک و تعالی بر خلق خود غضب نماید ما را از کنار ایشان دور می شازد .
پیشینه انتظار
برخی انتظار را یک نوع خیال بافی یا گریز از دامن واقعیت به آغوش تخیّل می پندارند .
اما اگر بخواهیم این مساله را مطرح کنیم باید این ایراد را به تمام مکاتب مادی و الهی و تمام ادیان قبل از اسلام و حتی به اهل تسنن نیز وارد دانست .
چرا که تمامی این مکاتب و ادیان به نوعی با مفهوم انتظار گره خورده اند که بیان جزئیات به درازا می کشد .
انتظار چیست ؟
انتظار چون یک مفهوم فرهنگی است لذا رفتار فرهنگی را طلب دارد .
می دانید که هر آموخته ای یک لازمه ای ( رفتار شایسته هر اعتقاد را لازمه آن می گویند ) دارد خصوصاً در مباحث کلام و کلاً دین یعنی اگر می گوییم خداوند سمیع است و آن را در مبحث کلام ثابت می کنیم لازمه ی آن این است که خداوند سمیع هر لحظه شنوای گفتار ظاهر و باطن ماست .
لذا وقتی مفهوم انتظار را کاملاً روشن کردیم بر هر خواننده ای است که لازمه ی این گفتار را دریافته به آن ملتزم شود .
واژه انتظار از نظر گرفته شده و به معنای مشاهده با تفکر و دقت می باشد ؛ هرگاه ما به چیزی بنگریم و آن نگریستن خالی از هر گونه تمرکز باشد عرب از آن به نظر تعبیر نمی کند و واژه ( رای ) را به کار می برد ولی اگر این دیدن همراه با تمرکز باشد به آن نظر می گوید و هرگاه این دقت در نگریستن به حد 100% ( دقت کنید گفتم 100 % ) برسد آن واژه را به باب افتعال برده و تعبیر به انتظار می کند .
پس منتظر کسی است که تمام حواس خود را به امام زمان علیه آلاف التحیّة و السلام داده باشد یعنی بداند که ایشان همواره او را می بینند و جایگاه او را در مشاهده می کنند و کلام او را مشاهده می کنند پس به آن ادب حضوری دست می یابد که از آن به انتظار تعبیر می کنند .
مگر در زیارت امام رضا علیه السلام نمی خوانیم :
اشهد انّک ترد سلامی و تسمع کلامی و تشهد مقامی ؛ شهادت می دهم که شما سلام مرا جواب می دهید ،کلامم را می بینید و جایگاه مرا مشاهده می کنید .
پس تو خود بخوان حدیث مفصل از این مجمل که این نوشتار چه لازمه و نتیجه ای را در پی دارد .
والسلام علی من التبع الهدی
و عجل اللهم فی فرج مولانا صاحب الزمان
فرمایش امام باقر علیه السلام :
اذا غضب الله تبارک و تعالی علی خلقه نحّانا عن جوارهم .
هر وقت خداوند تبارک و تعالی بر خلق خود غضب نماید ما را از کنار ایشان دور می شازد .
پیشینه انتظار
برخی انتظار را یک نوع خیال بافی یا گریز از دامن واقعیت به آغوش تخیّل می پندارند .
اما اگر بخواهیم این مساله را مطرح کنیم باید این ایراد را به تمام مکاتب مادی و الهی و تمام ادیان قبل از اسلام و حتی به اهل تسنن نیز وارد دانست .
چرا که تمامی این مکاتب و ادیان به نوعی با مفهوم انتظار گره خورده اند که بیان جزئیات به درازا می کشد .
انتظار چیست ؟
انتظار چون یک مفهوم فرهنگی است لذا رفتار فرهنگی را طلب دارد .
می دانید که هر آموخته ای یک لازمه ای ( رفتار شایسته هر اعتقاد را لازمه آن می گویند ) دارد خصوصاً در مباحث کلام و کلاً دین یعنی اگر می گوییم خداوند سمیع است و آن را در مبحث کلام ثابت می کنیم لازمه ی آن این است که خداوند سمیع هر لحظه شنوای گفتار ظاهر و باطن ماست .
لذا وقتی مفهوم انتظار را کاملاً روشن کردیم بر هر خواننده ای است که لازمه ی این گفتار را دریافته به آن ملتزم شود .
واژه انتظار از نظر گرفته شده و به معنای مشاهده با تفکر و دقت می باشد ؛ هرگاه ما به چیزی بنگریم و آن نگریستن خالی از هر گونه تمرکز باشد عرب از آن به نظر تعبیر نمی کند و واژه ( رای ) را به کار می برد ولی اگر این دیدن همراه با تمرکز باشد به آن نظر می گوید و هرگاه این دقت در نگریستن به حد 100% ( دقت کنید گفتم 100 % ) برسد آن واژه را به باب افتعال برده و تعبیر به انتظار می کند .
پس منتظر کسی است که تمام حواس خود را به امام زمان علیه آلاف التحیّة و السلام داده باشد یعنی بداند که ایشان همواره او را می بینند و جایگاه او را در مشاهده می کنند و کلام او را مشاهده می کنند پس به آن ادب حضوری دست می یابد که از آن به انتظار تعبیر می کنند .
مگر در زیارت امام رضا علیه السلام نمی خوانیم :
اشهد انّک ترد سلامی و تسمع کلامی و تشهد مقامی ؛ شهادت می دهم که شما سلام مرا جواب می دهید ،کلامم را می بینید و جایگاه مرا مشاهده می کنید .
پس تو خود بخوان حدیث مفصل از این مجمل که این نوشتار چه لازمه و نتیجه ای را در پی دارد .
اگر مختصر نوشتم به درخواست دوستانم بود .
والسلام علی من التبع الهدی
و عجل اللهم فی فرج مولانا صاحب الزمان
موضوع پژوهش :
انتظار ظهور منجی موعود و نقش آن در پایداری مردم ( فرهنگ انتظار )
مقدمّه
انسان ها در گرفتاری های سخت تر توجّه بیشتری به خداوند خود دارند و هرچه گرفتاری شدید تر باشد اتّکا و توجه به اسباب و وسائط کمتر و امید به دستگیری از طرف خداوند بیشتر می شود .
یک بیمار صعب العلاج بیشتر از یک بیمار معمولی انسان را گرفتار می کند ، در نتیجه توجّه او به خداوند بیشتر است .
گرفتاری در انسان یک حالت روحی را گویند که گاه منشاء مادّی دارد و گاهی هم ندارد . لذا گرفتاری یک کلّی مشکِّک است یعنی از مرحله ضعیف شروع می شود تا مراحل بالا .
یک عامل گرفتاری در افراد مختلف می تواند به انواع مختلف در افراد متفاوت تولید گرفتاری کند در یکی تا سر حدِّ مرگ و در دیگری کمتر و شاید شخصی اصلاً نشود .
به طور کلّی حدِّ گرفتاری افراد را میزان تعلُّقات روحی و عاطفی آن ها تعیین می کند . هر چه این تعلُّقات عمیق تر ، گرفتاری سخت تر و شدید تر خواهد بود .
فرض کنید فردی از یک مجموعه ( 100 نفری ) تصادف کند و حال او وخیم گردد در این صورت گرفتاری و بی تابی هر یک از افراد این مجموعه به میزان تعلُّقِ آن ها به آن شخص متفاوت می شود و افراد این مجموعه هیچ کدام مثل دیگری گرفتار نیستند و هر یک در حدِّ شناخت و تعلُّقِ روحی خود با آن مصدوم گرفتار می شوند .
غیبت امام عصر علیه آلاف التَّحیَّة و السلام بزرگ ترین گرفتاری عصر
مهمترین بحث در « انتظار فرج » این است که ببینیم غیبت آن آقا علیه السلام چقدر ما را گرفتار کرده است .
هر چه دوری آقا امام زمان علیه السلام کسی را بیشتر گرفتار کند انتظار فرج برای او معنای بیشتری خواهد داشت .
شخصی را تصور کنید مقداری پول از او گم بشود چه ولوله ای در درونش ایجاد می شود ، فکرش مشغول ، قلبش مضطرب و حالش مشوَّش می شود ولی تا حالا چند بار ( حدِّ اقل به اندازه گم شدن 5000 تومان ناقابل ) برای گم شدن آقا و سرورمان علیه السلام مضطرب گشته ایم .
و . .
ادامه دارد
گذر دوّم : فشار قبر
گذری است بسیار مشکل که تصورش زندگی را بر انسان تنگ می کند .
امیر المومنین علی علیه السلام فرمودند :
همانا زندگی سختی که خداوند در قرآن دشمن خود را ترسانده ( من اعرض عن ذکری فاءن له معیشتاً ضنکاً ) عذاب قبر است همانا در قبر 99 مار بزرگ بر کافر مسلّط می شوند گوشت او را به نیش می کشند و استخوانش را می شکنند و تا روز رستاخیز همچنان این کار ادامه دارد .
اگر یکی از آن مار ها به زمینی بدمد زراعتی در آن زمین نروید .
و روایت شده که حضرت امام صادق علیه السلام در نیمه شب از خواب بر می خواست و صدا رابلند می نمود به حدی که اهل خانه بشنوند و می فرمود : اللهم اعنی علی هول المطلع و وسِّع عَلَی ضیق المضجع و ارزقنی خیر ما قبل الموت و ارزقنی خیر ما بعد الموت .
و از دعاهای آن حضرت علیه السلام است :
اللهم بارک لی فی الموت ، اللهم اَعِنّی ( کمک کن مرا ) علی سکرات الموت ، اللهم اعنی علی غم القبر ، اللهم اعنی علی ضیق ( تنگی ) القبر ، اللهم اعنی علی ظلمة ( تاریکی ) القبر ، اللهم اعنی علی وحشة القبر .
عمده اسباب فشار قبر
1 . بی توجّهی به نجاسات
2 . خبر چینی
3 . غیبت
4 . دور شدن مرد از خانواده خود .
5 . بد خلقی مرد با خانواده و درشت خویی با آن ها .
شیخ صدوق از امام صادق علیه السلام روایت کرده است :
مردی از علمای یهود را در قبرش نشاندند و گفتند : ما صد تازیانه به تو می زنیم گفت : طاقت ندارم پس مدام کم کردند تا رسیدند به یکی و گفتند چاره ای از این نیست . گفت به چه سبب می زنید : گفتند : روزی نماز بی وضو خواندی و بر ناتوانی گذشتی و او را یاری نکردی . پس او را یک تازیانه عذاب الهی زدند که قبرش پر از آتش شد .
و نیز روایتی از همان حضرت علیه السلام که هر مومنی که برادر مومنش از او چیزی بخواهد و او توانایی داشته باشد ولی توجه نکند خداوند متعال در قبرش مار بزرگی بر او مسلط می کند تا همیشه انگشتان او را بگزند و در روایت دیگری است که این کار تا قیامت ادامه دارد .
اَنَا بَیتُ الوَحشَه ( منم جایگاه وحشت )
منازل هولناک آخرت را شاید بتوان در 9 منزل توصیف کرد ( ولله اعلم ) که عبارتند از :
منزل اوّل : سفر مرگ منزل دوّم : جایگاه هولناک قبر
منزل سوّم :جایگاه هولناک برزخ منزل چهارم :جایگاه هولناک قیامت
منزل پنجم :لحظه خروج از قبر منزل ششم :میزان و سنجش اعمال
منزل هفتم :محاسبه اعمال منزل هشتم :تحویل نامه های اعمال
منزل نهم : پل صراط
بنا به درخواست دوستان تصمیم گرفتم یک یکِ مراحل بعد از مرگ را در فرصت های آینده شرح و توضیح دهم ( با کمک از کتاب نفیس منازل الآخره مرحوم شیخ عبّاس قمی ) و روشن بود که باید از منزل اوّل شروع کنم ولی بنا به دلایلی تصمیم گرفتم ابتدا منزل دوّم را شرح دهم .
قبر هر روز می گوید : أنا بیت الغربه ، أنا بیت الوحشه ، أنا بیت الدود
منم خانه وحشت ، منم خانه غربت و منم خانه کِرم ها .
این منزل جاها و گذرهای بسیار سخت و دشوار و هولناکی دارد که ما در اینجا به چند گذرگاه اشاره می کنیم .
گذر اوّل همان وحشت قبر است :
از مستحبات دفن این است که میّت را یک مرتبه وارد قبر نکنند چون قبر هول زیادی دارد و وحشت مرده را می گیرد لذا حمل کنندگان میت مستحبّ است میّت را نزدیک قبر آورند و اندکی صبر کنند و کم کم جلوتر آیند تا او آماده دخول شود آنگاه او را به قبر برند . ( برگرفته از کتاب من لایحضره الفقیه )
بنا به فرمایش مجلسی اوّل میّت درست است که از روح حیوانی جدا شده ولی هنوز تعلّق به بدن دارد و قوّه تعقلش کار می کند .
در حدیثی از امام موسی کاظم علیه السلام منقول است چون مرده را کنار قبر آوردید قدری او را مهلت دهید تا آمادگی وارد شدن بر قبر و پاسخ به نکیر و منکر را پیدا کند .
روایت شده که حضرت رسول اعظم صلّی الله علیه و آله وسلّم در وقتی که گروهی قبری را حفر می کردند به شدّت گریستند و فرمودند اخوان ، لمثل هذا فأعدّوا یعنی ای برادرانم ، برای همچین جایی خود را آماده سازید .
باید چه کرد با این سفر طولانی و تنهایی قبر و وحشت آن ؟ و چگونه باید زیست ؟
قطب راوندی روایت کرده که حضرت عیسی علی نبیّنا و آله و علیه السلام پس از فوت مادر او را صدا کرد و فرمود :
آیا می خواهی به دنیا باز گردی ؟
فرمود : آری تا در شب بسیار سرد نماز گذارم و در تابستان بسیار گرم روزه بگیرم و فرمود : ای پسر این راه بسیار خطرناک است .
همین است که حضرت زهراء سلام الله علیها در وصیّت خویش به امیرالمومنین علی علیه السلام فرمودند بعد از آنکه خودت مرا غسل دادی و کفن کردی و به خاک سپردی بالای سرم مقابل صورتم بنشین و قرآن بخوان چون در این ساعت است که مرده احتیاج به انس با زنده ها دارد .
حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند : ساعتی سخت از شب اول قبر بر میت نمی گذرد پس با صدقه دادن به مرده خود رحم کنید و اگر چیزی نیافتید یکی از شما دو رکعت نماز گذارد و در کعت اوّل سوره حمد را یک مرتبه و در رکعت دوم سوره حمد را یک بار و سوره الهیکم التکاثر را ده مرتبه بخواند و سلام دهد و بعد بگوید : اللهم صل علی محمدٍ و آل محمد وابعث ثوابهاالی قبر ذالک المیت فلان ابن فلان
پس حق تعالی در همان لحظه هزار ملک به سوی قبر آن مرده می فرستد
در حالی که با هرملک جامه و حلّه ای هست و تنگی قبر او را وسعت دهند تا روز نفخ صور و به نماز گذار هم به عدد آنچه آفتاب بر آن می تابد حسنات دهند و چهل درجه او را مقام دهند .
داستان (نقلی از یک رویداد یرای شما عزیزان )
مولا ملا فتحعلی سلطان آبادی ( استاد مرحوم ثقه السلام نوری ) فرموده بودند عادت مخفی من که کسی از آن مطّلع نبود این بود که هرگاه خبر مرگ یکی از دوستان اهل عصمت علیهم السلام را می شنیدم برایش دو رکعت نماز می خواندم چه او را بشناسم و چه نشناسم تا اینکه یکی از دوستان مرا در راهی دید و گفت : دیشب خواب فلانی که تازه مرحوم است را دیدم از او در مورد احوالاتش سوال کردم گفت من در سختی و بلا بودم تا اینکه فلانی برایم دو رکعت نماز خواند و اسم شما را برد و گفت او مرا از عذاب نجات داد . و من او را از سرّ خود مطّلع کردم .
اموری که برای وحشت قبر سودمند است :
· طولانی کردن رکوع
· گفتن هر روز صد مرتبه ( لا اله الّا الله الملک الحق المبین ) که آن زایل کننده فقر و وحشت قبر و جلب کننده توانگری است و باعث گشوده شدن درهای بهشت می شود .
· خواندن سوره یس پیش از خوابیدن
· خواندن نماز لیله الرغائب ( در مفاتیح در اعمال ماه رجب آمده است )
· عیادت مریض
· گرفتن دوازده روز روزه در ماه مبارک شعبان
· شیعه امیر المومنین علی علیه آلاف التحیت و السلام
گذر دوّم : فشار قبر
ادامه در روزهای بعد التماس دعا
سفر زیارتى همیشگی آخرت لطفاً براى رفتن به این سفر گذرنامه زیر را پر کنید : ....................................................... نام : انسان نام خانوادگی : آدمى زاد نام پدر : آدم نام مادر : حوّا لقب : اشرف مخلوقات نژاد : خاکى صادره از: دنیا مقصد : برزخ ساکن :کهکشان راه شیرى _ منظومه شمسى _ زمین . ساعت حرکت پرواز : هر وقت که خداوند صلاح بداند . مکان : بهشت اگر هم نشد جهنم . وسایل مورد نیاز ........................................... * دو متر پارچه سفید * انجام واجبات و ترک محرّمات * امر به معروف و نهی ازمنکر * دعای والدین تذکّرات .......................................... * خواهشمند است جهت رفاه حال خود قبل از حرکت خمس و زکات را بپردازید . * از آوردن ثروت ، مقام ، منزل و ماشین حتّى فقط به داخل فرودگاه خوددارى فرمایید . * حتماً قبل از حرکت از بستگان خود بخواهید از آوردن دست گلهای سنگین ، سنگ قبر گران و تجمّلاتی و نیز مراسم پر خرج خودداری نمایند . * جهت یادگاری قبل از پرواز اموال خود را به فرزندان و مستضعفین هدیه نمایید . * از آوردن بار اضافی از قبیل : حق النّاس ، غیبت و تهمت و غیره خودداری فرمایید . جهت اطّلاع بیشتر با شماره های زیر به صورت شبانه روزى تماس حاصل فرمایید : 186 سوره بقره – 45 سوره نساء – 129 سوره توبه – 55 سوره اعراف – 2 و 3 سوره الطّلاق امیدوارم سفر خوبى داشته باشید . سرپرست کاروان : حضرت عزرائیل علیه السّلام
لیست کل یادداشت های این وبلاگ
استخاره
طرح پایانی برای شرکت در مسابقه
انتظار چیست ؟
انتظار ظهور منجی موعود و نقش آن در پایداری مردم ( فرهنگ انتظار )
گذر دوّم : فشار قبر
منم (قبر ) جایگاه کِرم ها
نام خانوادگى : آدمى زاد
سفر زیارتی آخرت
بی ریا
چشمتان را فرو بندد تا عجائبى را ببینید
نماز شب در نظر قرآن و احادیث
خَلق یا رونوشت ؟
دربیان کیفیّات نصرت و یارى حضرت ولىّ الله (علیه السلام) در امر د
[عناوین آرشیوشده]

خوش آمدید