یکی از اساتید گلم
که 5 سال پیش خدمتشون میرسیدم و اسمشون هم بعد براتون میگم
امروز وقتی ایشون را درحالی به خونه برمی گشتم ملاقات کردم به من گفتند:
چند روز پیش وقتی داشتم به تو فکر می کردم با خودم گفتم نکنه طلبگی را رها کردی که من نگذاشتم حرفشون تمام بشه و گفتم خدانکنه؛خدا اون روز رو نیاره!
بعد هم از هم جدا شدیم وقتی داشتم مسیر 13کیلومتری تا خونمون را طی می کردم خیلی تو فکر بودم
چرا که وقتی حرف آقای شیخ بهایی را کنار حرف دیروز حاج آقا شوشتری دام ظلّه می گذاشتم یه چیزی توش در می یومد که خیلی نشانه خوبی نبود.
آقای شوشتری می فرمودند : حرف هایی که از گوشه و کنار به گوشتون می خوره در واقع ندای پروردگاره؛خداوند اینجوری داره حرف حالیمون می کنه اینجوری داره به ما تذکر میده ولی کو گوش شنوا و بعد چند تا مثال زدند که من قصد دارم یکیش را بیان کنم.
قبل از اینکه داستان را بگم ازتون خواهش می کنم وقتی لطف می کنید و به وبلاگ خودتون سرکشی می کنید لطف را تمام کنید و یه کامنتی یه نظری بگذارید
تا من هم حساب دستم بیاد بتونم ایراد ها را رفعش کنم.خوب بریم سر اصل مطلب...
شخصی که از کنار یه منزلی که یه پنجره به بیرون داشته و اتفاقاً پنجره هم باز بوده عبور می کرده ؛ میشنوه که زنی به شوهرش میگه : ببین اگه تو برای من غذا تهیه نکنی ؛ پوشاکم را فراهم نکنی ؛ حتی به نیازهای غریضی من پاسخ ندی تحمل می کنم و صدام در نمی یاد ولی اگه احساس کنم تو دلت محبت غیر من باشه اونوقته که دیگه راهی باقی نمی مونه و رهات می کنم سخن زن که به اینجا می رسه اون مرد خدا که از کوچه عبور می کرده نعره ای می زنه و غش می کنه می دونی چرا چون او سخن اون زن را ندایی از پروردگار تلقی کرده بود متوجه این نکته شده بود
که ما با خدا چه کردیم محبت هر کس و نا کسی را به جان خریدیم و......
ان الله لا یغفر ان یشرک به و یغفر ما دون ذلک لمن یشاء ترجمه آقای مشکینی رحمة الله علیه:«بىتردید خداوند این (گناه) را که براى او شریک قرار داده شود نمىآمرزد و غیر آن (یا گناهان فروتر از آن) را براى هر کس که بخواهد (بدون توبه) مىآمرزد»
من به فکر رفتم که چه شده که امام زمان ارواحنافداه دارند از طریق آقای شیخ بهایی دام ظله به من اخطار میدند و به نکته های جالبی رسیدم.
الله یارمون
