بسم االله الرحمن الرحیم 
مشهد که مشرف شده بودم اونم اونجا بود بیشتر باهم رفیق شدیم رفاقتمون زیاد و زیادتر شد تا اینکه 25 روز بعدش اون اومد اصفهان و گفت می خوام مثل تو طلبه بشم خانوادش خیلی همراهیش نمی کردند ؛ دانشگاه را ترجیح می دادند آخرش هم ثبت نام کرد و رفت حالا هم منتظر باباشه که موافقت کنه و اونم بیاد اصفهان و طلبه بشه......
الله یارتون ؛ خدا نگهدارتون ( صبح امید )
دیروز با دوستم وقتی بعد از نماز مغرب و عشاء تنهایی تو مسجد محلمون یه دو ساعتی را حرف می زدیم انگار تو این دنیا نبودم ؛ خودم رو تو بهشت کنار حوض کوثر حس می کردم تنها دغدغه من اونشب این بود الان این جلسه دو نفری تموم بشه من چی کار کنم جاتون خالی تا 10:40دقیقه نشستیم.
از عشق خداوند صحبت می کردیم دوستم می گفت :
خداوند متعال هم عشق مجاز داره!
مگه نه اینه که خدا عاشق منه ؛ مگر باورت نمیشه که همین حالا که داری این سطرها را می خونی خدا هم با عشقش که خود خود تویی داره کلمه به کلمه همرات می خونه و اشکاتا پاک می کنه!
قبول کن که تو حقیقت نیستی (معشوق حقیقی را میگم) تو مجازی ؛ پس خدا با این همه جلال و شوکتش عاشق مجازه .
بسه دیگه بقیه صحبتامون برای بعد.........
خدایا کمکم کن بفهمم آنچه را نمی فهمم........
شما را به خدا قسم منا تو این فکرم تنها نگذارید پیام و کامنت بگذارید اگه نقد و دیدگاهی دارید بیان کنید.....
الله یارتون ؛ خدا نگهدارتون ( صبح امید )
